۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

تنها راه براي تحت فشار گذاشتن اين رژيم(گفته های یک مسئول سابق بسیج شرکتهای تولیدی زیرمجموعه وزارت نفت)



چند روز پيش مجددا" شاهد نمايش عكسهايي از مسئولين، ضابطين، و اعمال نيروهاي انتظامي ، بسيج و لباس شخصي ها به عنوان نيروهاي سركوبگر و وابسته از تلويزيون انديشه بودم. مي توانم حدس بزنم كه اگر اين تصاوير توسط فرزندان، همسر و يا فاميلهاي اين افراد مشاهده شود، چه عكس العملي نشان مي دهند و چه ترس و واهمه اي در دل اين افراد ايجاد ميشود.
من حدود 5 سال در جبهه ها و 22 سال در حراست وزارت نفت مشغول بكار هستم. حدود 7 سال پيش بدليل آشنايي قبلي با چند نفر از فرماندهان سپاه و بسيج (در جبهه ها) ، مسئوليت بسيج يكي از شركتهاي توليدي زير مجموعه وزارت نفت به من واگذار شد. از زمان تصدي اين مسئوليت هيچگاه به كسي ظلم نكردم ، ولي همواره بسياري از كاركنان حتي كساني كه قبل از آن با من دوست بودند با من بصورت يك بيگانه برخورد ميكردند. و تلاش من براي رفع اين سوتفاهمها بي حاصل بود. در زمان انتخابات رياست جمهوري و بروز جنبش سبز در برخي از جلسات بسيج شركت كردم و بدنيال آن قرار شد از تظاهرات مردم نيز بازديد كنيم كه همين بازديد بلاي جان ما شد و شايد بنوعي باعث روشني ذهن من شد. عليرغم اينكه در بازديد فقط در گوشه اي بدون تحرك نظاره گر اتفاقات بودم ، ولي از فرداي آنروز عكس و فيلمهايي از ما در تلويزيونهاي خارجي و سايتهاي اينترنتي منتشر شد. بلافاصله سيل تلفنها به خانواده ام شروع شد و از طرف فرزندانم ، همسر و نزديكانم مورد سرزنش قرار گرفتم. اين وضعيت نقطه عطفي در افكار و زندگي من پديد آورد و متوجه بسياري از اشتباهات خود شدم و با ظرافت خاصي از بسيج كناره گيري كردم.
حدود دو سال از آنزمان میگذرد و در این دو سال گذشته همواره اين سوال در ذهن من مطرح ميشود كه چرا نسبت به نيروهاي بسيج  و سپاه چنين برخوردي ميشود ؟ آيا به اين دليل كه اينها از اين رژيم حمايت مي كنند و زمينه بقاي آنرا فراهم ميسازند؟ براستي چه كساني بيشترين نقش را در تدوام و بقاي اين حكومت ايفا ميكنند؟
زماني كه در بسيج وزارت نفت بودم همواره متوجه نفرت بسياري از كاركنان اين وزارتخانه در نگاهشان بودم. گويا من باعث بقا و ظلم اين رژيم به مردم بودم. ولي آنقدر نمي دانستند كه بيشتريت خدمت را خودشان به اين رژيم مي كنند. و شايد مي دانند ولي نمي خواهند قبول كنند.
من در يكي از شركتهاي تابعه وزارت نفت ، مسئول حراست و بسيج كاركنان بودم و مسئوليت حراست از تاسيسات نفتي را بعهده داشتم. ولي ساير كاركناني كه مسئول توليد، بهره برداري ، حفاري چاهها، زمين شناسي و حتي ارسال نفت صادراتي را عهده دار بودند، با افتخار به كارشان ادامه ميدادند و فكر ميكردند با فحش دادن در دفتر كارشان به اين رژيم ضربه ميزنند. ولي انگار نمي دانند كه هر حكومتي براي بقاي خود به پول و بودجه نياز دارد و همين ها بودجه مورد نياز اين دولت باصطلاح خودشان اشغالگر را تامين مي كنند. پس اگر اين رژيم اشغالگر است اين كارشناسان، مديران و ساير كاركنان عملياتي وزارت نفت هستند كه بيشترين نقش را در بقاي اين حكومت اشغالگر بازي ميكنند  و نه بسيج و سپاه؟
زماني كه در بسيج بودم ، بيشترين پاداش مالي را زماني دريافت ميكرديم كه توليد افزايش مي يافت و يا در اجراي پروژههاي بزرگ، پيشرفت قابل ملاحظه اي صورت گرفته بود. يعني هر چه اين كارشناسان و مديران و كاركنان عملياتي بيشتر تلاش ميكردند و بودجه بيشتري براي بقاي اين رژيم تامين ميكردند پرسنل بسيج هم پاداش بيشتري ميگرفت. بعبارت ديگر تلاش مضاعف همين باصطلاح كارشناسان روشنفكر و مخالف,ضمن تامين بودجه بيشتر براي اين حكومت، باعث پرداخت پاداش بيشتر به پرسنل بسيج و تشويق بيشتر آنها ميشود.
بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 1388 ، كه جو ادارات دولتي خصوصا" وزارت نفت تا حدودي تغيير يافته بود و كاركنان اكثرا در محيط كار به انتقاد از دولت و حكومت ميپرداختند و حتي به نظام و رهبري دشنام ميدادند، جلسه اي به منظور تبيين و بررسي اوضاع با حضور فرماندهان بسيج ادارات وزارت نفت و مسئولين بسيج و سپاه در تهران تشكيل شد. در اين جلسه يكي از مسئولين بسيج وزارت نفت پس از ارائه گزارشي اعلام نمود " در وزارت نفت اكثر كارمندان و حتي مديران و روساي ادارات حرفهاي انتقادآميزي نه تنها در باره دولت ، بلكه در مورد حكومت اسلامي ميزنند و دشنامهاي ايشان به دولت و حكومت افزايش يافته است. ما بر حسب دستورات آمده تا كنون اقدامي نكرديم ولي خيلي از پرسنل بسيج از اين وضع ناراحتند و خواستار برخورد قاطع با اين افراد هستند. طائب در پاسخ به اين مسئول بسيج گفت :" از نظر ما كه مورد تائيد رهبري نيز ميباشد ، شعار دادن مخالفان در سازمانهاي دولتي چه وزارت نفت و يا ساير ادارات ديگر ، مثل پارس كردن سگان و يا عر عر كردن الاغان است.( در اينجا حضار با صلوات و خنده او را تشويق كردند) . اين افراد تا موقعي كه خوب كار ميكنند و وظايف اداري خودشان را انجام ميدهند نبايد نگران پارس كردن و يا عرعركردنشان باشيم. پارس كردن و عرعركردن از ماهيت اين حيوانات است. اگر اين مخالفان حيوان نبودند بايد هر روز شكرگزار خداوند باشند كه در يك كشور اسلامي و در سايه ولايت فقيه زندگي مي كنند.كاري به حرفهاي آنها نداشته باشيد ولي بايد مراقبشان بود كه در توليد نفت مشكل ايجاد نشود و با پاداش آنها را به توليد بيشتر تشويق نمود. ولي اگر شروع به گاز گرفتن و يا لگد ردن كردند ، آنگاه بايد بشدت با آنها برخورد كرد"
بله شايد باورش براي همه كمي مشكل باشد ولي از نظر اين حكومت، اعتراض مخالفان مشابه پارس سگان و عرعر الاغان است.
بنده بعنوان شخصي كه سالها در وزارت نفت كار كرده ام و در اكثر جلسات عالي حراست و بسيج نيز شركت داشته ام به شما اطمينان ميدهم كه تنها راه براي تحت فشار گذاشتن اين رژيم ، كاهش توليد نفت تا حد نياز داخلي كشور در پالایشگاهها و قطع صادرات است. اينجا وظيفه مسئولين، كارشناسان و مديران و ... كاملا" مشخص است. اگر آنها ازپرسنل بسيج و سپاه انتظار كناره گيري از اين دولت را دارند بايد خودشان هم نقش خود را ايفا كنند. بايد ابتدا به برخي از آنها كه حاضر به همكاري نيستند هشدار داد و در صورت عدم موفقيت عكس و نام و مشخصات آنها را بعنوان همكاران اين رژيم از تلويزيون و سايتهاي اينترنتي منتشر كرد. تاثير اينكار فوق العاده است و بنده آنرا تجربه كرده ام. هيچكس از آنها نمي خواهد استعفا دهند. بلكه بايد با نافرماني و بدفرماني مدني نسبت به كاهش توليد اقدام كنند. اينكار در مناطق نفتخيز شروع شده است و تولید نفت نه تنها بر اساس پیش بینی دولت افزایش نداشته بلکه کاهش چشمگیری هم داشته است. در حال حاضر بسیاری از کارشناسان بدلیل مخالفت با حکومت از قبول مسئولیت و پستهای مدیریتی خودداری میکنند ولی اكثر مديران نفتي نه بر اساس شايستگي بلكه بر اساس وابستگي و زد و بندهاي سياسي به پستهاي مديريتي رسيده اند و وقت آن رسيده كه اينها هم رسوا شوند. براي شروع كار از شركتهاي فلات قاره ، مناطق نفتخيز جنوب ، نفت مركزي و ملي حفاري و حفاري شمال كه در حفاري و توليد نفت بيشترين نقش را دارند بايد شروع كرد.
اين نفت متعلق به تمام نسلها است كه توسط عمال اين رژيم توليد و پول آن به فلسطين و لبنان صادر و يا توسط آقازاده ها به سرقت ميرود. بايد جلوي اين وضع گرفته شود. همه باید با هم همسو و همصدا باشند. اطلاع رسانی مستمر از مدیران و روسای وابسته به دولت آنها را رسوا و از ادامه کار باز خواهد داشت. باید همه با هم در این خصوص همکاری و اطلاع رسانی کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر