۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

گزارش مراسم بیستمین سالگرد قتل شاپور بختیار در پاریس


   پارس دیلی نیوز:روز شنبه، ۱۵ مرداد، مراسمی به مناسبت بیستمین سالگرد قتل شاپور       
بختیار در گورستان مونپارناس پاریس برگزار شد. بختیار در سال ۱۳۷۰ به فرمان سران         جنایتکار جمهوری اشغالگر اسلامی، در منزل خود در حومۀ پاریس کشته شد. سروش کتیبه، دستیار وی نیز توسط فرستادگان جمهوری خونخوار اسلامی به شکل فجیعی به قتل رسید.

بشنوید :گفتگو رادیو فرانسه با ایرج ادیب زاده از شرکت کنندگان در مراسم بیستمین سالروز قتل شاپور بختیار-پاریس

۱۳۹۰ مرداد ۱۴, جمعه

بهترین راه جلوگیری از ساختن مساجد بیشتر،بدون خونریزی و تظاهرات

دراسپانیا امتحانش کردند و موفق بودند. دولت قطعه زمینی به مسلمانان فروخت که در آن مسجد

 ساخته بشه. یک شهروند باهوش یک خوک مرده ای را در آن زمین خاک کرد و بر اساس قوانین قرآن

 در زمینی که خوک خاک شده باشه در آن زمین مسجد ساختن جایز نیست. این ایده را در سراسر دنیا

باید عملی کنند.

نوزدهمین سالگرد قتل شادروان فریدون فرخزاد به دست مزدوران حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی










سالروز کشته شدن شادروان فریدون فرخزاد ۱۶ امرداد ماه
جسد شادروان فریدون فرخزاد ساعت ۱۱شب پنجشنبه  ۱۶ امرداد ماه ۱۳۷۱ برابر با ۶ آگوست ۱۹۹۲ در خانه اش در شهر بن آلمان یافت شد.پلیس آلمان اعلام کرد که او پیشتر با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.شادروان فریدون فرخزاد متولد تفرش  و به هنگام فوت ۴۸ سال داشت.شادروان فریدون فرخزاد از اواخر دهه ۱۳۴۹ ابتدا با آهنگ های زیبا و مردم پسند و سپس با شو موفق تلویزیونی " میخک نقره ای " در ایران میلیونها طرفدار پیدا کرد. شادروان فریدون فرخزاد در آلمان تحصیل کرده بود و دارای درجه دکترا در رشته علوم سیاسی بود.از جمله سرود هایی میهنی که شادروان فریدون فرخزاد ساخته بود  (تیمسار سپهبد مهدی رحیمی و زنده باد پادشاه و تبریز بپاخیز ) است.شادروان فریدون فرخزاد بدست قاتلان جمهوری اسلامی به قتل رسید. پیکر شادروان فریدون فرخزاد در گورستان شهر بن  کشور آلمان به خاک سپرده شد.بر روی سنگ قبر شادروان فریدون فرخزاد این سرود زیبا از خود او نگاشته شده است
اینک از عشق پاک پاکم من
   گرچه خاکی درون خاکم من

(برگرفته از وبسایت میهن پرستان ایران و سر افرازان ایران )

روانش شاد و یادش گرامی باد

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

برای "آمنه"ی بینایی بخش که بیناییش را گرفتند، اما بینایی هیچ کس را نگرفت

امروز، در کشور ِ کینه –که وایِ جغدِ اهریمن ِ مرگ، از پگاه تا شامگاه فرو می بارد و کفن ِ مرگ بر کالبدِ
جان می پوشاند- فرشته ی زندگی بر پیکر آدمی که از مهر تهی و لبریز از کینه بود، گَردِ زندگی و 
بینایی پاشید.

دو چشمش نمی بیند اما همه ی کاینات نظاره گر بینایی بخشی او بود.

امروز، زمان ایستاد، اهورای زندگی آمد و اهریمن مرگ گریخت.