مقاله ای از کوروش گلنام (اسفند ماه سال1387)
چهار هفته با نام و بوی خوش نان
چهار هفته گردهم آیی پی در پی در هر پنجشنبه دربرابر نانوایی ها با نام و بوی خوش نان،چهار هفته گرد همآیی با دو واژه در جمله زیبای "ما هستیم"، چهار هفته موج، موج آدم ها، هم گام وهم نوا در شور و عشق و امید، با همدلی ای باور نکردنی در حرکتی رو به پیش! به راستی چه کسی می توانست بپندارد که این جنبش با چنین شتابی چنین گسترش یابد؟ اگر هواداران جنبش در آغاز ودر هفته نخست "پنجشنبه نان" این کوشش، در 7 یا 8 شهر بزرگ ایران گرد آمدند، در هفته چهارم آن، پنجشنبه اول اسفند، می توان با اطمینان گفت که گرد همآیی با پیشرفتی شگفت در سراسر ایران انجام گرفت. از شهرهای کوچک تا شهرهای بزرگ، در هر شهر گاه در چندین وچند گوشه شهر! هواداران روز بروز بیشتر جنبش ملی ما هستیم، با اراده ای استوارتر، پرشور و شادمان تر و با چهره هایی پر امیدتر گرد هم آمدند و نشان دادند که حکومت اسلامی اینک به راستی باجنبشی مردمی و توانا روبرو شده است که به شکلی کاملن مسالمت جویانه ولی پایدار ونه تسلیم شونده تهدید وشانتاژ وسرکوب، آشکار و با دستان خالی ولی با دل هایی پر امید، خردمندانه و هدفمند، در راه خوشبختی آینده خود و فرزندانشان و برای تعیین نهایی سرنوشت خود با حکومتی که کمترین ندای آزادی خواهی و حق خواهی آنان را پا خشونت و بی اخلاقی وهتاکی ویژه خود، سرکوب وخفه می کند، به شکلی جدی پابه میدان نهاده است. جنبشی که به هیچ سازمان سیاسی وابسته نیست و وابسته نیز نخواهد شد. جنبشی که نه تنها از سوی سازمان های سیاسی تا کنون یاری نشده است که شوربختانه هم چنان از سوی آنان با سکوت شگفت آوری روبروست. جنبش ولی بی توجه به این نکته ها، کار خود را به پیش برده و چنان با شتاب پیش رفته و چنان در دل مردم جا باز نموده است که سرانجام سکوت کنندگان را نیز به سخن خواهد آورد زیرا این جنبشی است مردمی که توانسته است درد و رنج و خواست مردم را فریاد نماید. جنبشی است که اگر سازمان دهی درستی بیابد بی هیچ تردید، نیروی سرکوبگر حکومت در برابر آن تاب و توان رویارویی را نخواهد داشت.
هنوز هم دیر نیست
اگر سازمان های سیاسی آزادی خواه وکوشا در درون ایران با گرفتاری های سیاسی/امنیتی سخت و فراوانی روبرو بوده و به راستی نمی توانند به روشنی پشتیبانی خود را از این جنبش پویا نشان دهند، سکوت سازمان های سیاسی و کوشندگان سیاسی در برون مرز با داشتن آزادی و امکان های فراوانی که دارند، حقیقتن پرسش بر انگیز است. باید امیدوار بود که نگاه ایدئولوژیک، گروه گرایی، خود بینی، خود خواهی، خود محور بینی، تنگ چشمی و... سبب چنین سکوتی نبوده باشد و این هم میهنا ن گرامی که حتمن درد آزادی و عشق به مردم و ایران دارند، در دوران ارزیابی جنبش به سر برده و در آینده آنان نیز همراه با جنبش وارد میدان این مبارزه رو در رو و گسترده با رژیم خواهند شد زیرا هنوز هم دیر نیست. نمی توان خواهان آزادی میهن و مردم بود ولی چنین کوشش ها و گرد همآیی های گسترده در ابران با دستی خالی در برابر نیروهای تا به دندان مسلح رژیم را ندیده گرفت وتنها سکوت پیشه کرد!
چند نکته مهم
نخست کرمانشاه:
الف ـ چرا حکومت به کرمانشاه و جنبش ما هستیم در این شهر، چنین حساس بوده و از گسترش آن تا این اندازه هراسناک است؟ چند مورد زیر شاید بتواند انگیزه این حساسیت و هراس را روشن کند:
1 ـ پوشیده نیست که کرمانشاه(کرماشان) مرکز استان پنجم، محور ناحیه باختر ایران و یکی از مهمترین و پر جمعیت ترین شهر های منطقه کرد نشین ایران است. (1)
2 ـ نزدیک مرز با عراق و شاه راه گذر به کشور عراق است.
3 ـ نیروهای آمریکایی همچنان در عراق و در مرز های عراق با ایران هستند و حکومت دشمن جو و دشمن خو، سال هاست که چشمی نگران ماندگاری قدرت خود، به این موجودیت داشته است.
4 ـ کردهای زحمتکش در باختر ایران، در شهرهای گوناگون استان کردستان و کرمانشاه در مدت سه دهه حکومت ستم کار اسلامی، سخت ترین روزگار را داشته و ملایان، زده، کشته و نابود کرده اند و مردم این منطقه هم چون بلوچ ها، بهاییان، یهودیان و درویشان، سختی های وحشتناکی را از سر گذرانده اند. بنا بر این کینه ژرفی نسبت به حکومت در این ناحیه ایران وجود دارد که تا فر و افکندن حکومت ملایان، هم چنان پا بر جا خواهد بود.
5 ـ نفوذ چریک های مسلح کرد در منطقه و اینک سازمانی بنام پژاک که در گیری های خونینی با حکومت داشته و چنان که گفته می شود با چریک های کرد ترکیه نزدیکی دارد.
6 ـ سر سختی و سلحشوری مردم این ناحیه به ویژه هم میهنان کرد که در همه این سی سال حکومت هرگز کاملن تسلیم نشده و به گونه ای بر علیه آن مبارزه کرده اند.
همین چند نکته و به وبژه نقش مرکز ی کرمانشاه در باختر ایران، کینه ریشه دار به حکومت و زمینه های مناسب گسترش مبارزه با گسترش جنبش ما هستیم، نزدیکی این بزرگترین شهر باختر ایران به مرز عراق و وجود سربازان آمریکایی در منطقه و کوشش حکومت برای با ثبات و توانا نشان دادن خود در راه گفت وگو و سازش باآمریکا، بسنده است که دریابیم گسترش جنبش در این منطقه چه کوبش ها(ضربه ها) وآسیب های سنگینی به رژیم وارد آورده و چگونه گسترش جنبش می تواند درد سر های بزرگی برای رژیم به وجود آورده و سیاست های او را در هم بریزد.
هم میهنان گرامی و هواداران جنبش در کرمانشاه توجه داشته باشند که کوشش های آنان تا چه اندازه اثر گذار بوده و آنان از چه موقعیت و توان خرد کننده ای بر خوردار هستند و پی گیری کار جنبش ما هستیم در کرمانشاه چگونه می تواندتاثیر بزرگ وتعیین کننده ای در کار جنبش در همه ایران داشته باشد.
ب ـ هواداران گرامی جنبش که تا کنون کوشش، شوق وشور، سر زندگی، توانایی، هم بستگی، هم راهی و هم خوانی کم مانندی از خود نشان داده اند، حتا یک آن نیز از کوشش خود بر دیوار نویسی، آگاهی رسانی، سازمان دهی در گروه های کوچک و ..همه آن چه دیگر را که خود برای پیش برد کار مورد نیاز می دانند، دست بر ندارند که پیروزی و رسیدن به آزادی هم شدنی است و هم نزدیک است زیرا هم رژیم در سراشیب است و سخت سر درگم وگرفتار و هم کمترین تردیدی نکنیم که توانایی مردم هم بسته و هم گام و هدف مند، شگفت انگیزتر و نیرومندتر از آن است که پنداشته شود.
پ ـ هشیاری در برابر نیرنگ های رژیم که منش و روشش است نیز از اهمیت فراوان بر خوردار است. آن ها می توانند در پوشش هوادار جنبش نمایان شوند. شیوه هایی باید یافت که آنان به آسانی شناسایی، شناسانده و بیرون رانده شوند. تا آن جا که شدنی است وابستگان به رژیم، نام های درست و یا ساختگی آن ها، نشانی محل کار، سکونت خود و بستگانشان را باید یافت و به دیگران شناساند و همآن گونه که تا کنون، از آنان فیلم و نوار تهیه و در مکان هایی کاملن پنهان نگاه داشت. امروز با گسترش اینترنت به سادگی می توان این دریافت ها را به برون مرز فرستاده و در بانگ آگاهی در باره وابستگان و تبه کاران رژیم اسلامی، نگاه داری کرد.
ت. در برابر آفت های گوناگون دیگر نیز باید کاملن هشیار بود. یکی از این آفت ها ایجاد کیش شخصیت است و برای کسی مقامی فرا تر از خود او ایجاد کردن. همه می دانیم که ما از کمبود ها و نارسایی های فرهنگی زیادی رنج می بریم. خیلی ساده به کسی دل بسته، او را به مقام خدایی می رسانیم و دیگر به کسی اجازه نمی دهیم حتا از او انتقاد کندو خیلی ساده نیز اگر فردایش آسیبی ببینیم او را نخستین بزه کار به شمار می آوریم. از دیگر سو این جنبش با چاپلوسی، شخصیت پرستی، رهبر پرستی و بت سازی کمترین سازگاری ندارد. به سخنان خود جناب شهرام همایون گوش کنید. بارهاو بارها می گوید عزیزم ما چاکر ومخلص و خاک زیر پا نداریم!
هم رزمان گرامی ،همه ما هر یک به عنوان یک انسان، با همه سستی ها یا توانایی ها، بدی ها وخوبی ها هر یک ارزش خود را داریم. واژه هایی چون نوکرم، چاکرم، خاک زیر پایم، مخلصم و....در جنبش ما هستیم نیست و آن ها را باید به دور ریخت. همه دوست، یار، رفیق، دل سوز، غم خوار، هم راه، هم دم، هم درد، هم میهن یکدیگر هستیم. کسی توانایی بیشتری دارد مورد تحسین و احترام وارزش بیشتر است نه چیزی بیش از این. دوست داشتن و احترام به ارزش ها و توانایی های یک فرد گذاشتن با چاپلوسی و چرب زبانی یکی نیست. بت سازی از کسی خود بخود او را به سوی قدرت واستفاده شخصی از آن می کشاند زیرا قدرت به سادگی می تواند بر تواناترین انسان ها که به رهبری بت شده دگرگونی یافته است نیز سوار شده ازاو همآن بسازد که از استالین، کاسترو، هیتلر، موسولینی، خمینی، پوتین و ..ساخت. در فردای ایران آزاد، آدم ها بر مبنای شایستگی ها و توانایی هایشان برای خدمت به مردم و میهن بر گزیده خواهند شد نه آقایی بر آن ها. راه بر چنین دیدگاه هایی را از هم اکنون باید بست و هشیار بود و با خرد، دانش و آگاهی در راه جنبش گام بر داشت. ایرانی دیگر نه رهبر معظم، نه بت، نه انسانی با نیروی برتر از انسان و نه انسانی با نیروی الهی و نماینده خدا و ... نخواهد داشت. توجه داشته باشیم که جنبش ما هستیم (با پوزش از همه خوانندگان) باچاپلوسی، قربان صدقه رفتن و مجیز گویی و .. هیچ هم گونی ندارد. مهر و دوستی وعشق را با بهترین واژه ها می توان بیان کرد.
سخن آخر
اینک گذشته از دیوار نویسی و "پنجشنبه های نان"، آیین پر شکوه چهارشنبه سوری در پیش است. جنبش ما هستیم می رود که چهارشنبه سوری امسال را چنان با شکوه و با رنگ وبویی دیگر بر گزار کند که دروازه بزرگی بر روی جنبش ملی ما هستیم گشوده و دوره تازه وپر توان دیگری از مبارزه در راه آزادی را آغاز نماید که شاید تعیین کننده شود. از هواداران چنبش در خواست می شود که به دقت به آگاهی هایی که در آینده از سوی شورای همآهنگ کننده جنبش داده می شود که در باره شیوه برگزاری امسال این آیین دیرین ایرانی و هشیاری هایی که به ویژه اینک بایدداشت، توجه فراوان داشته باشند.
جنبش ملی ما هستیم جنبشی است هدف مند، راست گو، راست خو و راستی جو. جنبشی است که خشونت خواه نیست، ولی حق خواه و حق جو است ودر این راه دیگر حتا یک ثانیه نیز کوتاه نمی آید. جنبشی است استوار بر خرد همگانی. چنین جنبشی شکست ناپذیر و بر گشت ناپذیر است.
پا نویس :
1 ـ ) توجه بفرمایید که نگارنده از"مهمترین شهر منطقه کرد نشین" یاد کردم چون بر این دید هستم که بر خلاف دیدگاه بسیاری از هم میهنان، همه ساکنان شهر کرمانشان کرد نیستند. به این نیز توجه شود که از دید من جدایی بین کرد و فارس و... وجود نداشته و نخواهد داشت و همه هم میهن هستیم و نگارنده دوستدار همه هم میهنان از آن میان هم میهنان کرد خود هستم. بیان این مورد، تنها برای بر خورد درست تر است با آن چه بیان می کنیم. این اشتباهی است که هم چون موردهای فراوان دیگر، در ایران رایج شده است زیرا هستند خانواده های فراوانی که کرد نیستند ولی کرمانشاهی هستند و اصولن گویش کرمانشاهی که آمیزه ای است از گویش های گوناگون و در هم آمیزی هایی با گویش ها و زبان کردی داشته و آواها،تاکیدها وشکستگی در بند ـ واژه ها(حرف ها) و واژه های ویژه خود را دارد، بنام گویشی فارسی به شمار می آید زیرا می گوییم"لهجه فارسی کرمانشاهی" که ویژه همین گروه است و اگر چنین نبود چرا ساکنان شهر کرمانشاه فارسی را با گویش ویژه سخن می گویند و همه کردی سخن نمی گویند؟ این بند را من افزودم که دیدگاه خود را بیان کرده باشم و شاید هم میهنانی در کرمانشاه باشند که آن را درست ندانسته و دیدگاه دیگری داشته باشند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر